.: سر انجام :.

به نام خدا
خب. به حمدالله بعد از تقریباً یک ماه، در سال نوی میلادی و میلاد حضرت مسیح علیه السلام، کار پتوی خوشگلم به اتمام رسید. به همراه دوتا کوسن که از کنار کارم در اومد. فقط مونده پر بشه. 

کلاس خیاطی رو به خاطر سختی معلم، فعلاً کنار گذاشتم و می خوام با همین سرای محله شروع کنم ببینم خدا برام چی می خواد. فعلاً منتظرم که ظرفیت تکمیل بشه بهم خبر بدن برم سر کلاس.

بعد از پتو تنم درد می کنه برای کتاب. همسر میگه تو ایستگاه کلی رمان هست، بهش گفتم هفت هشتا بیار بلاخره یکیش هست که دوست داشته باشمش. ولی کتابهای خودم تموم شده. فعلاً هم شرایط خرید کتاب رو ندارم. شنیدم گرون تر هم شده به خاطر گرونی کاغذ.

دیگه، یکمی هم دارم گلدوزی رو پیش می رم. در تصمیمات بعدی شماره دوزی هم هست. همه اینها در حد رفع حاجت نه استاد شدن. و تست کردن. 

کلاً اینجوریم. دوست دارم همه اینها رو یک بار هم که شده تجربه کنم و وقتی لازم داشتم بتونم ازشون استفاده کنم. 
چه کارها که نکردم تو جهازم با همین خلق و خو. و کلاً در زندگانی. 




منبع این نوشته : منبع
فعلاً